؟
عاشقم اهل همین کوچه ی بن بست کناری که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی تو کجا؟. کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا؟ من کجا؟ عشق کجا ؟ طاقت اغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی من دلداده به اهی نشستیم تو در قلب و من خسته به چاهی گنه از کیست ؟ از ان پنجره باز ؟ از ان لحظه آغاز؟ از ان چشم گنه کار؟ از ان لحظه دیدار ؟ کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت . همه بر دوش بگیرم جای ان یک شب مهتاب تورا تنگ در اغوش بگیرم. |
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
قیصر امین پور
درباره این سایت